السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
207
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
و صورتى باشد و مكرر گفتيم كه تركيب ملازم احتياج است و همين طور مستلزم اين است كه ذات بارى تعالى فى نفسه فاقد كمالات باشد و اين هم محال است . 1 - 207 - 1 عقيده چهارم هم كه منسوب به معتزله است مستلزم اين است كه ذات خداوند ، فاقد صفات كمال باشد و فقط كار آنهارا بكند و اين خود نقصى است كه وجود واجبى فاقد صفات كمال باشد ، و از طرف ديگر او صرف الوجود است كه هيچ وجود و كمال وجودى از او كناره ندارد . فصل پنجم : علم خداوند پيش از اين گفتيم كه هر مجردى به خود علم دارد ، زيرا ذاتش نزد خود حضور دارد . و همين حضور ، علم است . و نيز گفتيم كه ذات بارى تعالى صرف الوجود است و در نتيجه هيچ حدى ندارد و هيچ وجود و كمال وجودى از او بر كنار نمىباشد و بدين حساب هر وجود و كمال وجودى كه در جهان خلقت است به طور اعلى و اشرف و به طور جمع الجمع و بدون امتياز و جدايى از يكديگر ، نزد او تعالى وجود دارد و او تعالى به طور اجمال به همه آنها علم دارد ولى اجمالى كه در عين كشف تفصيلى بوده بالتفصيل همه را مىداند . از طرف ديگر ، خود وجودات خارجى نيز نوعى علم خداوند هستند ، زيرا وجودات خارجى كه معلول او هستند ذاتاً قائم به او هستند ، همانطور كه همهء وجودات رابط قائم به مستقلها مىباشند و بنابراين به طور علم حضورى معلوم او تعالى هستند ، وجودات مجرد بنفسه معلوم او هستند و وجودات مادى به وسيلهء صور مجردشان كه در مثال و عقل وجود دارد . همه از اين جهت كه معلولند و معلول وابسته و رابط است در محضر او هستند . از اين جا روشن شد كه واجب الوجود علم حضور به خود و علم حضورى تفصيلى به اشياء پيش از ايجادشان دارد ، اين دو عين ذات او هستند و يك علم